محمد حسينى همدانى نجفى

24

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

چنين صدق بر او مستلزم مغايرت ميان موضوع و محمول است . و از جمله انه سميع بنفسه استفاده نشود كه ساحت او غير از سميع بنفسه مىباشد و قول باينكه سميع يسمع بنفسه مراد براى تعبير بنفى كثرت از ذات كبريائى است كه براى بيان معارف الهى شخص ناگزير است الفاظ و عبارات متناسب و مأنوس را به كار ببرد كه براى عموم مورد استفاده قرار بگيرد . و مراد از جمله اراده آنست كه آنچه اراده نموده‌ام به اين عبارت بيان نمايم باينكه قولى انه سميع آنست كه بذات كبريائى خود سامع و احاطه بر شنيدنىها دارد و ذات كبريائى مصداق سميع و سامع مىباشد و از جمله ( يسمع بنفسه ) آنست كه سميع است و احاطه بر شنيدنىها دارد نه به غير خود و بوسايل آلت و وسيله‌اى همچنين در ساير صفات كماليه وجوديّه بدون اختلاف در ذات و يا در صفات باينكه همه موجود بوجود واحد بسيط من كل جهت مىباشد زيرا مقتضى كثرت نه در ذات و نه در صفات نخواهد شد . بالاخره سميع است از همان نظر كه بصير است و بصير است هم چنان كه سميع است و سميع و عليم است به لحاظ اينكه قدير و قادر است و ساحت او سميع است و سمع است و بصر و بصير است و عالم و علم و قادر و قدرت است و ساحت او سميع بكلّه و بصير بكلّه و همچنين قدير و حىّ است . نه بطور كثرت و تعدد باينكه جزئى از او سميع است و جزء ديگر بصير و قادر است بلكه حقيقت آنست وجود كلّه وجوب كلّه و قدرت كلّه و علم كلّه و خيرة كلّه و اراده كلّه نه آنست كه جزئى از او علم و قدرت است و كثرت و تعدد لازم بيايد . هم چنان كه گفته مىشود حقّ تعالى عاقل بذاته و معقول لذاته سبب تعدّد و كثرت او نمىشود نه در ذات و نه در صفات و نه در اعتبار بلكه ذات واحد است و اعتبار نيز واحد است و چنانچه عاقل غير از معقول باشد لازم آن تعدّد و كثرت